منوی اصلی
مطالب پیشین
تدبر در قرآن
آیه قرآن
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
درباره
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

آب باید برود توی برگ تا سبز و شاداب باشد؛ وگرنه روی برگ که فایده‌ای ندارد و بدتر آن را می‌پوشاند. می‌گویی نه! امتحان کن! از درخت توت یک برگ بچین بگذار توی یک ظرف آب، چند روز دیگر بیا و تماشا کن....

قرآن مثل آب است؛ آب حیات و ما مثل همان برگ. پس اگر قرآن را فقط در شب‌های قدر روی سر بگذاریم که سبز نمی‌شویم. حیات پیدا نمی‌کنیم قرآن باید بیاید توی سر و توی ذهن و زندگی ما و در یک کلمه ما باید هر چه قرآن می‌گوید بگوییم چشم! اسم این کار را بندگی می‌گذارند قرآن از ما همین را می‌خواهد«و اعبد ربک؛ بندگی کن پروردگارت را.» (حجر،99) استاد محمدرضا رنجبر

 










  • صدق، بهترین وصف و حالت یک کار و شخص در آغاز و انجام آن است. چه بسا کارهایی که آغاز غیرصادقانه دارد و با قصد ریا، سمعه، فریب، برتری‌جویی و مانند آن شروع می‌شود، یا آغازی صادقانه دارد، ولی پایانی آمیخته به غرور، عجب، منّت، حبط و سوء عاقبت پیدا می‌کند و برکات آن محو می‌شود. رمز شکست بسیاری از حرکت‌ها، نبود صداقت در آن‌ها و قطع امداد الهی از آن است.
  • امام صادق(ع) می‌فرمایند: هرگاه برای ورود به کاری، ترس و وحشت داشتی این آیه را بخوان و اقدام کن.
  • انسان به جایی می‌رسد که از«صدّیقین» می‌شود، هرچه می‌گوید عمل می‌کند و هرچه را عمل می‌کند، می‌گوید. قلب و زبان و عملش یکی می‌شود.
  • از مصادیق «سلطان نصیر»  می‌توان داشتن جانشینی لایق، یاری باوفا و وزیری دلسوز و کاردان را برشمرد.









1-خواسته‌های خود را در برابر خداوند به زبان بیاوریم.«وقل ربّ»

2- دعا کردن را هم باید از خدا آموخت که چگونه بخوانیم و چه بخواهیم. «و قل ربّ أدخلنی...»

3-یکی از اصول مدیریت، آینده‌نگری و دوراندیشی است «و اخرجنی مخرج صدق»

4-مهمتر از آغاز نیک پایان و فرجام خوب است. نباید به آغاز شیرین دلخوش بود، بلکه باید از خطر بدعاقبتی به خدا پناه برد. «و اخرجنی مخرج صدق»

5-رهبری یک نهضت جهانی که شروع و پایانش صادقانه و بی‌انحراف باشد، بدون دعا و استمداد از خدا و دریافت امداد الهی ممکن نیست. «ربّ أخرجنی»

6- همه امور به دست خداست و باید از او مدد خواست. «ادخلنی، اخرجنی، إجعل»

7-کسب قدرت برای اهداف مقدس ارزش دارد «واجعل لی مِن لدنک سلطانا»

8- مومن، نصرت و امداد را تنها از خدا می‌طلبد. «مِن لدنک سلطانا نصیرا»










«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم»

 

«وَقُل رَّبِّ أدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا:»(إسراء/80)

شاید شما هم تجربه کرده باشین که چقدر پیدا کردن یه شروع خوب سخته.

 تو گیر و دار پیدا کردن یه آیه بودیم که برای شروع مناسبتر باشه که یکدفعه یادم افتاد که یه بزرگی می‌گفت: وقتی می‌خواین یه کاری رو شروع کنید این آیه رو بخونین «و قل رب ادخلنی...»

 گفتیم چه خوب که اصلاً همین آیه اولین آیه‌ای باشه که اینجا ازش حرف می‌زنیم و باهاش بزرگ می‌شیم.

وقتی یه کم دقت کردم دیدم خدا تو این آیه داره بهم می‌گه این دعا رو بکن.

 بعد از یه کم تحقیق فهمیدم دعاها چند دسته‌اند: 1 بعضی از دعاها را خدا از زبان مؤمنین نقل کرده.

۲بعضی از دعاها از زبان مردم عادی نقل شده.

 3 بعضی از دعاها از زبان صلحاست.

4بعضی از دعاها هم از زبان انبیاء است.

که دعایی که تو این آیه اومده از زبان خود خداست. وقتی خدا می‌خواد به پیامبرش دعا یاد بده بهترین و جامع‌ترین دعاها را تعلیم می‌ده. ما نمی‌تونیم جامع‌تر از دعاهای اهل بیت علیهم السلام که از خدا آموختند پیدا کنیم.

پس مشتاق‌تر شدم ببینم که مهربون‌ترین یاورم گفته چی ازش بخوام که به دردم بخوره.

 خب اول می‌خوام بدونم این مدخل صدق یعنی چی؟ جایی نوشته بود: یعنی داخل شدن در هر مکان، زمان، واقعه و حادثه به صورت درست. یعنی درستی و صحت ورود، با حق بودن.

حالاداخل شدن به کجا؟گفته نشده که در کدام مدخل باید این ذکر را بگوییم. در واقع در هر مرحله تازه زندگی که می‌خوایم وارد شیم می‌تونیم این آیه رو بخونیم. مثلاً: کسی که می‌خواد وارد زندگی مشترک بشه، 

وارد یه محیط کاری بشه، پا به سن بلوغ بذاره، وارد یه رشته‌ای از علم بشه، کاری رو شروع کنه، کتابی بنویسه، تحقیقی روشروع کنه، با کسی دوستی کنه،به مجلسی وارد بشه یا به مسافرتی بره می‌تونه این آیه رو بخونه.

تو هر کار کوچیک و بزرگ که بخوایم وارد بشیم که یه خروجی هم داره خوندن این آیه مؤثره.

در واقع با خوندن این آیه از خدا طلب می‌کنیم که ورودمون ورود به نیکی و خروجمون هم خروج به زیبایی و حسن باشه.










بعد ادامه داده بود: با توجه به این آیه میتونیم بگیم مردم چهار دسته‌اند: 1

۱.بعضی مدخلشون، مدخل سوء و باطله و خارج شدنشون هم خارج شدن بده؛ بد زندگی می‌کنند و بد هم می‌میرند.

2بعضی هم هستند که خوب وارد می‌شن ولی بد خارج می‌شن.(سوء عاقبت)

3 گروهی هم خوب وارد می‌شن و هم خوب خارج می‌شن.

4 گروهی هستند که بد داخل می‌شن اما خوب خارج می‌شن.(حسن عاقبت)

چطوری می‌شه که بعضیا بد داخل می‌شن اما خوب خارج می‌شن؟....

 










یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود.

یه لاتی بود تو مشهد که سگ خرید و فروش می‌کرد دعواهاش هم سگی بود، معروف بود به رضا سگه.

یه روز دکتر چمران می‌رفت مشهد توی اون مناطق خوش آب و هوای مشهد یه دفعه گفتند این لات معروف که می‌گن اینجاست....